.
گذشته
سه شنبه 6 آذر 1386
For the 5th year

عزیزم مثبت ِ 16 ات مبارک


چهارشنبه 23 آبان 1386
M Land

روحیه لطیفی کنارم هست که همه چیز رو ظریف و زیبا و زنونه و دوست داشتنی برام تصویر میکنه ! شخصیت خاصی کنارم هست که همه چیز رو تحلیل و ثبت میکنه و همه صفر و یک های ممکن رو برام میشمره ! موجود کامل و منحصر به فردی هست که هر چیزی  که کم داشته باشم -  هر چیزی -  رو بهم میده ! جاندار لجبازی هست که برای هیجان انگیز تر کردن و البته پر استرس کردن زندگی من همیشه بوده  و هست ! دختری هست گرم و صمیمی و یار و همدم و رفیق و مرد که از دیوار هم تکیه گاه تره ! مرد کوچکی هست که میشناسمش و دارمش و حس لذت مادرانه ای از داشتنش دارم ! مردی هست پاک و صبور و دیندار که هر روز از بودنش لذت می برم ! پدری هست با موهای سفید و چشمایی قرمز از آفتاب بیابون که لحظه لحظه زندگیم رو میبینه و می خوره !! مادری هست چاق و مهربان و مهربان که راههای خاصی داره واسه مهربانی کردن ! دوستی هست با چشمها و موهای همرنگ که حرف هم رو میفهمیم ! و اما - مردی هست .... با آغوشی باز و دستهایی گرم و دلی عاشق و فکری محکم و چشمهایی روشن و  قلبی پاک و قدی بلند و همتی غیر قابل تصور که تمامی وجودم و لحظه هام رو پر کرده و لذیذ تر اینکه -  لحظه شماری می کنم برای دیدنش !!!

 

الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه

که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم

 

راجع به رفتن و نرفتنت که حرف میزنیم سعی می کنم منطقی و آروم و امن باشم ولی بغض ته گلوم نا خود آگاه کپل میشه و درد می گیرم ! می دونی -  می دونی از کی بودی ؟ می دونی کجاها بودی ؟ می دونی چقدر عمیقی ؟؟ می دونی فقط تویی ؟؟! خودخواهی محض منه که میخوام  همیشه پیشم باشی ! غمگینم که سطحش اینقدر کم شده -  به هر دلیلی !!

 

سرگرم Prison Break ام و هیجان زده !! دوست Recursive امون همیشه می گه چی میشد اگه یه خونه خالی داشتیم که می تونستیم حداقل یه قسمتشو با هم -  دور هم ببینیم !؟ واقعا چی میشد ؟؟

 

امیدوارم که شب قبلش خوابتو ببینم یا حس رمانتیکی نسبت بهت پیدا کنم یا اینقدر توانا باشی که باعث شی صدام در نیاد !!!

 

فعالیت جدید پنجشنبه صبح هام اتفاق نادر و جالبیه که هرگز فکر نمی کردم یه روزی برام پیش بیاد ! خوشحالم و قهرمان !

 

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم

واست میمیرم جواب دنیا رو میدم

با تو می مونم واسه همیشه

 

سرگذشت یه روز سرد در ارتفاعات تهران بعد از چهار و سال و نیم با آدمای این چهار سال و نیم -  سرگذشتی شد مشعوف ! اتفاق جدیدی که افتاده اینه که از وقتی دوست مهران دارم از پیشمون رفته -  روابطم با آدمای این چهار سال و نیم بیشتر و بیشتر و بیشتر شده ! نمی دونم دلیلش آزاد تر شدن وقتمه یا ... ! به هر حال انسان های جدید کشف می کنم و این حس خوبی بهم میده.

 

مو سیخ سیخی کوچیکه از روند غمگین زندگیش اومده بیرون و موهاش رو مدل جدیدی درست کرده و تو چشمای آدم دیگه ای نگاه می کنه و کلا سالمتر از قبله  و از کثافتی که توش بود در اومده !

 


 

زور نزن خوشگلم -  تو Game Over شدی !


سه شنبه 22 آبان 1386
!!!?What the hell is she baby

گاهی اوقات بهترین حس دنیا می شود گم شدن در آغوش غول پیکرِ یک موجودِ مذکرِ جذاب. حالا مجموعه ی یافت شده از این موجوداتِ مذکرِ غول پیکرِ جذاب اگر تهی باشد تکلیف چیست؟


دوشنبه 14 آبان 1386
Ingrid

آقا اعتیاد آور ِ ، بد جور اعتیاد آور ِ . 2 روز پشت سر هم سیزن اولش رو دیدم ، این هفته هم آخر هفته سیزن دوم . سریال Prison Break رو می گم . حالا سریال بینی شده جزو هیجان های زندگی بی هیجانمون . روندش رو کند کردم که مجبور نشم تا اکران شدن قسمت بعدی یک هفته صبر کنم . انتخاب بازیگر 10 از 10 ، بازی ها 10 از 10 ، موسیقی خوب که سازنده اش دورگه ی ایرانی-آلمانیه 10 از 10، گارکردان هر قسمت با قسمت های قبل و بعد عمدتا متفاوت ِ 10 از 10 ، فیلمنامه و گره افکنی و گره گشایی 10 از 10 (مخصوصا که طرف اینقدر فرصت داره که همه دیتیل ها را مطرح کنه چون مثل فیلم سینمایی زمان محدود نداره)، تا حد سکته می بردت و بر می گردوندت و اما Wentworth Miller  عزیز . بی نظیره ، سکسیست مَن باید میشد به جای جرج کلونی(الان در رده سومِ) ، خنده های منحصر بفرد و  نگاهش که آدم رو می کُشه ، خلاصه فصل اولش که 10 از 10 .

 

اوضاع به طرز مشکوکی عالیه . هیچ مشکلی نیست ، سِمت جدید و کارهای مختلف جدید که باعث میشه تفاوت عمده ای با گذشته احساس بشه ، آدما همون آدمای گذشته که مهربون تر و نزدیک ترن . کارهای رفتنم که با هر دیر و زودی داره پیش می ره و خوبیش اینه که زمان زیاد دارم . چند شب پیش مثل همیشه تا رسیدیم دم خونه ما تازه حرف زدنمون شروع شد ، قبلش داشتیم در مورد رفتن من و درس و رشته و اینکه اون با این موقعیت خوبش چرا نمیره و اینا حرف میزدیم . گفت تا حالا به تو فکر کردم و اینکه وقتی می رم تو چی می شی ؟ گفتم بش فکر کردم ، فکر کردم که خودم چی میشم بدون اون . گفت ولی تو داری تصمیم میگیری که بری ، اون مفعول کار تو ِ ، براش توضیح دادم که تو انتخاب خودت رو کردی ، موندن یا رفتن من تاثیری تو انتخابای تو نداره ولی قبول میکنم که اینجوری فکرنکردم که تو چی میشی ، گفتم تو این شهر به بنی بشری تعلق خاطر ندارم ، تنها چیزی که نبودنش ناراحتم می کنه خانوادم ِ . حالا اون داشت می گفت که یکی از دلایلی که نمی ره خانوادش ِ ، بعد از اونها تو ! باور میکنی ، حتی تصورش رو هم نمی کنی به چه چیزهایی فکر کرده بود . گفت این که یکی از صمیمی ترین دوستاته براش خیلی مهم ِ و مسئولیت براش می یاره بنابراین تا تو راهت جدا نشه ازش، ممکنه به خاطرت همین جا بمونه و همین حرص های معمول رو بخوره . من واقعا Recursive  دوسش  دارم .واقعا . هر چند که دور شده خیلی ازم .

 

اگه خواهر وسطی م نبود من واقعا نمی دونم در مورد پیدا کردن اتفاقات خوبِ دنیای هنر با کی می تونستم کل کل کنم. تمام حس های خوبی که می شه از به اشتراک گذاشتن نواهای خوب به وجود بیاد با وجود اون ایجاد میشه ، اگه اون نبود واقعا من تنها می شدم در سلایق هنریم. این کُپُل ِ دوست داشتنی الان بوی مریضی و عفونت می ده . چیزی که این روزها زیاد شده و خیلی اذیتم میکنه.

 


پیشنهاد سریالی : داده شد بالا

پیشنهاد فیلمی : Paris, je t'aime

پیشنهاد کارتونی :Ratatouille 

پیشنهاد تئاتری : خانواده ی تُت 

پیشنهاد موسیقایی : موزیک فیلم Empire of the sun  یا هر کار دیگری از John Williams

 


سه شنبه 1 آبان 1386
STK

 

بسه دنیا دیگه بسه -  تو دیگه کار نده دستم -  من به ساز تو می رقصم -  تو بزن تا من برقصم

طاقت و صبر و قرارم -  دلم و یار و دیارم -  همه چیم رفته زدستم -  تو بزن تا من برقصم

اگه من همش می رقصم -  اگه من همیشه مستم -  از کار دنیا میترسم  ...

 

 

هدف ! حالا هدفمندم.محکمتر و محکمتر از قبل ! به هر دلیل -  به خاطر هر چیزی -  چه خوب چه بد -  حالا میدونم چی می گم و چی کار می کنم و چی میخوام ! هر کسی می تونه باعثش شده باشه -  چه مثبت چه منفی !

 

 

 


یکشنبه 29 مهر 1386
transition

 

خدا امروز رو به خیر می گذرونه؟