درخواست ها و پیشنهادات غیر منتظره همیشه در مواقع بی موقع و غیر منتظره کوبیده میشن تو صورت آدم ! همیشه اتفاقایی که هیچوقت فکرشو نمیکنی برات میفته و همیشه هم متعجب میشی و گرگیجه میگیری.همیشه وضعت تخمی میشه و البته که همیشه نمیتونی تحمل کنی !
تو اسمشو چی میذاری ؟ عشق ؟!!! علاقه ؟ محبت ؟ وابستگی ؟! عادت ؟ حماقت ؟ توجه ؟ ترحم ؟! بچگی ؟ خرفتی ؟ سفاهت ؟ ک... خ...ی ؟
من اسمشو هیچی نمیذارم !!!! شبیه هیچکدوم از اینا نیست – یه چیز جدید _ یه حس جدید . یه جور دلشوره و اضطراب ناشی از توهم اجباری !!!! یه جور فکر تخمی.
هیچ کسی بهتر از اونی که خوب میفهمه کمک نمیکنه ! انگار که میدونه من دلم میخواد چی بشنوم - میفهمه که چی بگه من میکشم بیرون.با اون صدای مطمئن و آروم گفت حالا که چیزی نشده - بذار هر موقع چیزی شد بعد راجع بهش فکر میکنیم - کارتو بکن !
آدم محتاطی نیستم ولی اهل ریسک هم نیستم ! تحمل استرس و فشار و فکر و گرگیجه و تصمیم درست گرفتن و اشتباه کردن رو ندارم.بابایی میگه هر تصمیمی که میگیری – گه میخوری بعدا بگی اشتباه کردم - اون موقعی که این تصمیم رو گرفتی حتما درست بوده . بابایی میدونه " همه چی نسبیه " یعنی چی !
من دنیای آبی خودم رو دوست دارم ! همین جا هم میمونم - میخوام که بمونم ! میمونم !!
|